السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

651

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

چقدر نيكو آورده آن چه را كه از على ( ع ) نقل كرده و در مدح و تمجيد وى گفته است ! ! به او گفتند كه شعبى ، حارث را تكذيب مىكند ، در جواب آنان گفت : حارث در نقل حديث دروغ نمىگفت بلكه شعبى او را در اعتقادش به على ( ع ) تكذيب كرده است . » مؤلّف : شما را به خداى محققان روشن ضمير و آگاه ! بگوييد ببينم ! آيا روا و سزاوار است كه يك مسلمان پاك و بىگناه به جرم دوست داشتن على امير مؤمنان آن بنده و الا و صالح خدا ، متهم به دروغگويى شود و به عنوان فردى كذاب و دروغگو معرفى شود ؟ آيا آيين علم و كاوشگرى و يا دين و عقيده ، چنين اجازه‌اى را به ما مىدهد ؟ ! مگر خود رسول خدا نبود كه با صداى بلند برترى على ( ع ) را بر ديگران اعلام كرد تا آنجا كه فرمود : « يا على تو نسبت به من مانند هارون هستى نسبت به موسى ؟ ! » رسول اكرم آن چنان سخنان افتخارآميز تاريخى دربارهء على گفته است كه دربارهء احدى از اصحاب و يارانش آن چنان سخنى را ابراز نداشته است . دوست و دشمن فضائل و افتخارات بىشمارى براى على از زبان پيامبر شنيده و به آن معترفند ؛ فضائلى كه دربارهء هيچ‌يك از صحابه شنيده نشده است . چنان كه حاكم مىگويد : روزى معاويه ، سعد بن ابى وقاص را به سبّ على وامىداشت . او در جواب معاويه گفت : اى معاويه ! من چگونه دربارهء مردى سخن زشت و ناسزا بر زبان آرم كه ( 1 ) - افتخارات و فضايل فراوانى از زبان رسول اللّه دربارهء وى نقل شده است كه اگر يكى از آن‌ها دربارهء من نقل مىشد ، براى من بيش از شتران سرخ‌موى ارزش داشت ، سپس حديث كساء ، حديث منزلت : حديث بيدق و جريان معروف جنگ خندق را به عنوان شاهد گفتارش براى وى خواند . « 1 » رسول خدا ( ص ) در شناساندن شخصيت بزرگ امير مؤمنان به اين مقدار اكتفا نكرده بلكه شخصيت علمى ، اخلاقى ، اجتماعى ، سياسى ، فضايل و كمالات ذاتى على را براى امت خويش بيش از اين روشن ساخته است . چنان كه باز حاكم نقل مىكند كه رسول خدا به على فرمود : « يا على هركس از من فرمان برد ، از خدا فرمان برده است و هركس از تو فرمان برد ، از من فرمان برده و هركس با تو راه عداوت و مخالفت در پيش گيرد با من مخالفت ورزيده است . » « 2 »

--> ( 1 ) مستدرك ، حاكم 3 / 108 . ( 2 ) همان .